صفى الدين محمد طارمى

405

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

[ معناه ] العطش كناية عن غلبة ولوع بمأمول . « ولوع » شدّت شعف است به چيزى و حرص است بر او ، مىگويند : « فلان مولع بكذا « 1 » » يعنى مشعوف است به او و حريص است بر او . پس عطش كنايه است از غلبهء شعف و حيرانى به چيزى كه آرزو دارد مشعوف وصول خود را به سوى او ، و اگر نبوده « 2 » باشد اين چيز اميد داشته شده وصول او ، ناميده نمىشود حرص بر او و شعف به او را ولوع . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : عطش المريد إلى شاهد يرويه ، و إشارة تسقيه ، أو عطفة تؤويه . « شاهد » هر واردى است كه شهادت دهد از براى مريد به صحّت سلوك و استقامت طريق او ؛ يعنى : تشنه شدن مريد است به شاهدى كه ساكن كند تيزى عطش او را به سبب گردانيدن او سيراب . چرا كه شاهد صحيح واپس مىگذارد علمى يقينى يا عيانى به وصول ، از براى صحّت سلوك و اداى او به سوى مقصود . و « اشارتى است » از خداى تعالى از باب تعريفات الهيه كه « آب مىدهد او را » از عطش او ، و مىچشاند او را جرعه‌اى از آب علم وصول . يا « 3 » اشارتى است از شيخ چنين . « يا عطوفتى است » از خداى تعالى و رأفت و رحمتى است كه « مأوى دهد او را » به سوى جناب خداى تعالى ، و نزديك گرداند او را به حضرت حق‌ّتعالى . و « عطفت » عاطفت و عنايت رحيميه است .

--> ( 1 ) . اصل : - بكذا . ( 2 ) . اصل : - نبوده . ( 3 ) . اصل : و .